یکشنبه 30 دی 1386
حضور صمیمی نور
تنها برای لحظه ای
تو را با دستان گرم آسمان
پیوند زد.
اما تو
حرارت دوستی را
شاید حس نکردی
و دستان سردت
تا ابد
در حسرت سوسوی نور
"بارها جان خواهند داد."
حضور صمیمی نور
تنها برای لحظه ای
تو را با دستان گرم آسمان
پیوند زد.
اما تو
حرارت دوستی را
شاید حس نکردی
و دستان سردت
تا ابد
در حسرت سوسوی نور
"بارها جان خواهند داد."
زمزمه های باد را
در برگ های پاییزی دل
مکتوب می کنم!
شاید
شبهای دلگیر ماه
یادگاری از روشنای روز را
در باد
قاب کرده باشد!
با چشمان باز هم
همه چیز گنگ است
آسمان تیره تر می شود
با هر نگاه مشتاقم...
اما چه صفایی دارد
آسمان شبانه
-با چشمان بسته-