جمعه 27 مهر 1386
قطره ای از دل ابر بیرون آمد,آسمان بی شعله,نگاه آبی و سردش را,به جان خسته ی اولین قطره ی ابر ها دوخت...قطره راه زمین سخت را در پیش گرفت!جای پاهایش در آسمان,ماندگار شد!آسمان آهی کشید,بادی وزید,قطره لرزان شد...!آسمان اشکی چید,اشک همسفر قطره شد...!
قطره به زمین رسید,آسمان شعله ور شد...ابری گریست...ماه تکیده بر آسمان,بی فروغ شد...ستاره خاموش شد...باران,به دنبال قطره ی گمشده,راهی زمین شد...
_____________________________________
ابری آمد,نوری رفت!
قطره ای آمد,نگاهی سوخت!
اشکی ریخته شد,حسرتی جان گرفت!
قطره ناپدید شد...آسمان شعله ور شد...زمین لرزید...


